پهلوان موسی خمیس – دانشنامه تصویری برتر

پهلوان موسی خمیس

by تاریخ, جامعه شناسی, چهره های مرد, علوم انسانی و فلسفه, فرهنگ و هنر, ورزش in دسامبر 1, 2014

پهلوان موسی خمیس گرزدین‌وند معروف به پهلوان گرزدین‌وند پهلوان اول ایران و از پهلوانان صاحب بازوبند پهلوانی ایران در دوره نادرشاه افشار و کریم خان زند تا فتحعلی شاه قاجار، ریاست ایل ملکشاهی و سردار سپاه ایران در نبرد با امپراتوری عثمانی است

خاندان

پهلوان موسی خمیس گرزدین‌وند فرزند امیر خمیس، فرزند شه میر است. به روایتی نسب به جمشید شاه اساطیری ایران و به روایتی از نوادگان سلطان ملکشاه محسوب می‌شود.

اینان قسم مهمی از ایل ملکشاهی می‌باشند و جدبزرگ آنان “شاه میر ” است که بعد از وی شانزده نسل که آخرین آنان شیه‌میر (شه میر) از امرای دوره صفویه می‌باشد و دارای قرزندانی به اسامی: خمیس، کاظم، حسین، نقی، شکر، خداداد، روسگه، نظر، ملگه، طایفه‌هایی را به همین نامها تشکیل داده‌اند و خمیس پدر پهلوان موسی ارشد برادران محسوب می‌شد.

Aks_Pahlavan_Mosa1020 IMG_1132 Malekshahi_9090

 

فرزندان خمیس

پهلوان موسی خمیس گرزدین‌وند:از خانواده‌های اسدی، داراخانی، رشیدپور، کمری، رهگوئی، پرواس تشکیل شده‌اند. فرامرز اسدی ریاست ایل ملکشاهی و حاکم پشتکوه از این تیره می‌باشد. اینان در شهرستان ملکشاهی، شهرهای ارکواز، ایلام، سنندج، تهران و عدهٔ زیادی در کشور عراق و شبه جزیره اسکاندیناوی و کشور آلمان سکونت دارند.

پهلوان مَلِگه: از خانواده‌های باقر، محمد و علی محمد شکل گرفته است و در روستاهای چشمه کل و میان تنگ و شهر ارکواز سکونت دارند. نامدار، شهباز، صحبت و عباس عزیزیان از این تیره می‌باشند. خانواده‌های رحیمی، عزیزیان و تاب از این تیره هستند.

شه میر:ازخانواده‌های میرزا، حیدر و ططر شکل گرفته است. اسکندر ططر (اژدهایی) یاغی معروف و خانواده‌های میرزایی و اژدهایی ازاین تیره هستند.

پهلوان موسی خمیس گرزدین وند رهبر قیام طوایف فیلی پشتکوه

خمیس فرزند ارشد به دلیل این که قدرت جسمی استثنایی و اندامی پهلوانانه داشته است، معروفترین برادران خود شد و والی اسماعیل خان – والی لرستان و ایلام کنونی – وی را به فرماندهی نظامی منصوب نمود و حسن خان برادر زاده اش را به نزد وی فرستاد تا قیام عشیره مالیمان (کَینیانَه) را سرکوب نماید.

علاوه براین، خمیس مردی نامدار و احساساتی انساندوستانه داشته است و بعد از سرکوب کردن قیام عشیره مالیمان، اجازه نداد تا خورگه پسر شاهنشاهی رئیس عشیره مالیمان را به قتل برسانند و وی را از مرگ نجات داد.

خمیس از همسرش «شاهی» دو پسر به نامهای: ملگه و موسی داشته است که در قدرت جسمی به پدر خود برده بودند. این دوپسر خمیس، یاغی بودند و سپاهیان نادر شاه افشار را که از راه‌ها گذار می‌کردند مورد غارت قرار می‌دادند و اموال ثروتمندان را به نفع ضعیفان می‌گرفتند و همین امر موجب محبوبیت آنها در بین مردم شده بود. در کتاب تاریخ جهانگشای نادری آمده است؛ جمعی از سرکردگان طایفه فیلی [ بزرگان ایل ملکشاهی پهلوان موسی خمیس و ملگه]، حدود بیست نفر از محصلان مالیاتی نادرشاه را به قتل رساندند و چون طوایف دیگر از چنین اقدام فیلی‌ها مطلع شدند، آنها نیز، محصلان مالیاتی خود را به قتل رساندند. مروی در عالم آرای نادری در این مورد می‌گوید: چون مقدمهٔ زجر و سیاست به سرحد افراط رسید، جمعی از سرکردگان طایفهٔ فیلی [ ایل ملکشاهی و در رأس آنها پهلوان موسی خمیس و ملگه] متفق گشته، به قدر بیست نفر از محصلان دارای گیتی ستان نادرشاه را به قتل رسانیدند. چون طوایف دیگر آن حرکت را دیدند هرکس محصلان مالیاتی خود را به قتل آورده، به جماعت مذکور ملحق گشتند.

پهلوانی ایران زمین

خبر سرکشی موسی و ملگه پسران خمیس به گوش نادرشاه افشار می‌رسد و نادرشاه نیز آنان را می‌خواهد تا به نزد او بروند تا آنانرا مجازات نماید؛ ولی زمانی که این دو پسر خمیس را می‌بیند که دارای جسمی قوی هستند، آن دو را مورد آزمایش قرار می‌دهد و از پسر بزرگ خمیس می‌خواهد تا با پهلوان دربارش کشتی بگیرد و با او شرط می‌کند، اگر بتواند پشت این مرد را به خاک بمالد، آنان را عفو می‌کند و در غیراین صورت هردوی آنان را خواهد کشت.

ملگه و برادرش در سیاه چادری تحت نظر بودند و در انتظار فرارسیدن زمان کشتی گرفتن بوده‌اند و موسی نظری به برادر خود می‌اندازد که مقداری نگران است. از برادر خود می‌پرسد: چرا نگران و در فکر فرو رفته است؟

برادر نیز در پاسخ بدو از نتیجه وعاقبت این کشتی بدو می‌گوید: نگرانم که با آن مردی که کشتی می‌گیرم مرا بر زمین زند و شاه هردوی ما را به قتل برساند. موسی با شنیدن چنین حرفی از برادر، به شاه پیشنهاد می‌کند تا بجای برادرش ملگه با مرد شاه کشتی بگیرد.

موسی دارای هیکلی بی‌نهایت تنومند بود و سینه‌هایی ستبر داشت به نحوی که در روز کشتی پهلوان دربار نادر شاه با چنگ انداختن به سینه او یکی از سینه‌هایش را کند، او در این کشتی توانست پهلوان شاه را برزمین زند و نادرشاه فرمان می‌دهد، هردو برادر را بدین شرط که دیگر دست درازی به اموال سپاهیانش نداشته باشند را از بند برهانند و پهلوان موسی خمیس گرزدین‌وند پهلوان اول دربار شد. نادر شاه افشار همچنین کمربندی جواهر نشان به او اعطا نمود که همواره این کمربند در تمامی نبردها بر کمر این پهلوان برجسته بسته می‌شد؛ و به همین دلیل نیز لقب امیر و توشمال به موسی و ملگه داده می‌شود و نادر آنها را به ریاست ایلشان و سرداری سپاه ایران منصوب می‌نماید.در رابطه با قدرت جسمی پهلوان موسی خمیس روایت بسیار است، اما آنچه مهم می‌نماید این پهلوان قدرتمند هیچ‌گاه در برابر هیچ حریفی شکست نخورد و در طی سه سلسله افشاریه، زندیه و اوایل قاجار همواره از تمام مسابقات با پیروزی خارج شده و پهلوان اول دربار ایران بوده است. علاوه بر این پهلوان موسی خمیس از لحاظ سجایای اخلاقی بی نظیر بوده و همواره حامی ضعیفان و ستمدیدگان در برابر حکام زورگو زمانه بوده است.

آنانی که این رویداد را روایت می‌کنند، براین باورند: اصل نام ملکشاه از نام موسی و ملگه برگرفته شده است که پادشاه این لقب را به آنها داده است. تا چند سال پیش بازوبند پهلوانی ایران زمین که به پهلوان موسی خمیس داده شده بود موجود بود ولی متأسفانه به دلیل بی توجهی تکه‌تکه شده و فروخته شد… لازم است ذکر شود برتری ایل ملکشاهی در نبرد با سپاهیان متجاوزامپراتوری عثمانی و دریافت فتح نامه مربوط به این خاندان (طوایف گرزدین‌وند) می‌باشد. پهلوان موسی خمیس گرزدین‌وند در سنین کهنسالی سرداری این سپاه را بر عهده داشت.

اشعار حماسی در ارتباط با پهلوان موسی خمیس

موسای دلاوه ر دیاری وه خاتِر په له وانی بو ده ده رگای نادر
په له وان ده ربار نادرِ ئه فشار چنگ خسه ل گیانِ هه جور که فتار
په له وان موسی وه زیه م و زیخاو کوتایه زمین کرده سه د تیکاو
په له وان ده ربار نادر ئه فشار بو وه سه ردار ده سپاه قاجار
یه ل گرز دین وه ند رسته م ثانی کرد و خوله کو سپاه عوثمانی

معنای شعر:

(موسی دلاور را به خاطر داری؟ که پهلوان دربار نادر شاه بود)

(در میدان کشتی بر سر بازوبند پهلوانی ایران، پهلوان ناجوانمرد دربار نادرشاه افشار با چنگ انداختن بدنش را مانند کفتار زخمی کرد)

(پهلوان موسی با وجود زخم و درد ناشی از نبرد، آن پهلوان را طوری بر زمین زد که احساس می‌کردی صد تکه شده است)

(پهلوان اول دربار نادر شاه افشار در دوره قاجار یه سرداری سپاه منصوب شد)

(در روز نبرد با سپاهیان متجاوز عثمانی، پهلوان موسی خمیس ملقب به یل گرزدین‌وند و رستم ثانی سپاه عثمانی را در هم کوبید و به خاکستر تبدیل کرد)

فتح‌نامه

این زمین‌ها به مساحت ۱۷۰۰ هکتار ملک آبا و اجدادی حاج فرامرز اسدی بوده است که طی فرمانی از طرف فتحعلی شاه قاجار و با دستخطی از سوی شاهزاده محمدعلی میرزا دولتشاه فرزند ارشد شاه (این فرمان در میان بزرگان ایل ملکشاهی به فتح نامه معروف است)، به تاریخ ماه ذوالحجه سال ۱۲۳۶ هجری قمری مطابق سال ۱۱۹۹ هجری شمسی به پاس رشادت ایل ملکشاهی در نبرد با متجاوزان عثمانی و تسخیر سلیمانیه، زور، موصل و کرکوک و سامرا و محاصره نمودن بغداد از شهرهای امپراتوری عثمانی به پهلوان موسی خمیس جد بزرگ حاج فرامرز اسدی و ایل ملکشاهی داده شده بود. گفتنی است بزرگان ایل ملکشاهی گوش راست تمامی اسیران سپاه عثمانی را بریدند و در کف دست راستشان نهادند و به پایتخت روانه ساختند. در این نبرد چهار هزار سپاهی از ایل ملکشاهی چمزی که شامل صد سوار مشهور از ایل ملکشاهی چمزی و صد مبارز گرز به دست از ایل ملکشاهی چمزی (که بعدها به پاس رشادتشان و استفاده از چماق و گرز در این نبرد و نبردهای قبلیشان با متجاوزان عثمانی به طوایف گرزدین‌وند مشهور شدند، که عبارتند از: طوایف خمیس، کاظم بگ، نقی، حسین بگ، رستم بگ، شه میر، شکربگ و خداداد) و سه هزار و هشتصد پیاده‌نظام، به سرداری “”پهلوان موسی”” در رأس سپاه ایران قرار گرفتند. به پاس این افتخار، نقش برجسته‌هایی از این دلاور مردان در باغ نظر شیراز و موزه پارس به یادگار مانده است که کمربند اعطایی نادر شاه افشار بر کمر پهلوان موسی خمیس نمایان است.ریش سفیدان و بزرگان ایل ملکشاهی نقل می‌کنند که: پهلوانان گرزدین‌وند در این نبرد خنیه وه خوین (خضاب با خون) کرده‌اند. نقل است که در این نبرد بیش از سی زخم بر پیکر پهلوان موسی خمیس نشسته بود ولی این پهلوان رشید در میدان نبرد قدمی پا پس نگذاشت.حاج فرامرز اسدی پس از کودتای سال ۱۳۳۲هجری شمسی این زمین‌ها را طبق سند شماره ۵۶۶ و به تاریخ ۱۳ خردادماه ۱۳۳۵ در اداره ثبت اسناد استان کرمانشاهان به نام خود ثبت نموده بود. اما پس از انقلاب این زمین‌ها بدون هیچ دلیل قانونی توسط اداره منابع طبیعی استان ایلام مصادره گردید و به اشخاص دیگری تحویل داده شد.

شمیم در کتاب خود، در مورد نقش ایل ملکشاهی چمزی به ریاست و سرداری پهلوان موسی خمیس و حسن خان والی- والی ایلام و لرستان – که در رکاب محمد علی میرزا دولتشاه شاهزاده قاجار و فرزند فتحعلی شاه قاجار بوده‌اند و به دولت عثمانی حمله برده و بغداد را محاصره کرده‌اند، چنین نوشته است: «سپاه دیگر ایران به فرماندهی دولتشاه، در حوالی شهر زور و کنار سیروان رود با کمک حسن خان فیلی و جنگجویان فیلی پشتکوه به خصوص ایل ملکشاهی چمزی (سند فتح نامه) سپاه محمد آقای کهیا و محمود پاشا را شکست دادند و فراریان ترک را تا کرکوک عقب راندند (اواخر ذو الحجه ۱۲۳۶و اوایل محرم ۱۲۳۷ هجری قمری). دولتشاه سلیمانیه را متصرف شد و از راه سامرا به طرف بغداد حمله برد. داودپاشا، حاکم بغداد، در محاصره افتاد و شیخ موسی پسر شیخ جعفر نجفی را برای شفاعت نزد دولتشاه فرستاد. اتفاقأ دولتشاه در همان اوقات بیمار شد و در محل طاق کسری وفات یافت(۲۶ صفر ۱۲۳۷ هجری قمری)

هدایت در مورد رشادت سواران فیلی و به خصوص طوایف گرزدین‌وند ایل ملکشاهی چمزی در حمله به سپاه عثمانی در سال ۱۲۳۶ هجری قمری و دریافت فتح نامه چنین نوشته است: «سواران فیلی در هلاک و قتل مبارزان ینی چری، با قابض ارواح، سهیم و شریک گشتند.»[۴۲][۴۳] در این نبرد تعداد سپاهیان عثمانی به مراتب بیشتر از سپاه ایران بود. حسن خان والی و متحدانش با چهار هزار سوار و پیاده از ایلات فیلی ایلام به جنگ با سپاه عثمانی رفتند. صد سوار مشهور و صد سرباز گرز به دست از طوایف گرزدین‌وند ایل ملکشاهی چمزی (چمشگزک)، به سرداری پهلوان موسی خمیس گرز دین‌وند، رئیس کهنسال ایل ملکشاهی، پیش‌مرگ سپاه ایران قرار گرفتند. سربازان عثمانی تاب مقاومت نداشته و فرار کردند و خائنان به دست سپاه ایران مورد تعقیب قرار گرفتند و عده زیادی از آنها کشته و اسیر شدند.گفتنی است این طوایف به پاس شرکت در نبرد با امپراتوری عثمانی و دریافت فتح نامه از این پس به طوایف گرزدین‌وند مشهور شدند.

وجه تسمیه ارتفاعات چک موسی در استان ایلام

ارتفاعاتی در جنوب غربی شهرستان ملکشاهی در مرز کشور ایران و کشور عراق، در شهرستان مهران واقع است که صحنه مبارزات سواران ایل ملکشاهی با سپاهیان متجاوز عثمانی بوده است که هنوز به پاس رشادت ایل ملکشاهی چمزی به رهبری پهلوان موسی خمیس گرزدین‌وند در نبرد با بیگانگان ترکان عثمانی و خاطره پیروزی ایل ملکشاهی بر سپاهیان امپراتوری عثمانی به نام ریاست ایل ملکشاهی و سردار نامدار ایرانی پهلوان موسی خمیس گرزدین‌وند، به نام ارتفاعات چک موسی مشهور است و در نقشه‌های جغرافیایی نیز به کار برده می‌شود. در فتح نامه پهلوان موسی خمیس گرزدین‌وند و ایل ملکشاهی نیز شاهد ارتفاعات چک خواجه، چک چامل و چک قمر نیز در متن سند هستیم؛ ولی نامی از ارتفاعات چک موسی برده نشده است و نامگذاری این ارتفاعات پس از پیروزی ایل ملکشاهی بر سپاهیان امپراتوری عثمانی به سال ۱۲۳۶ هجری قمری برابر با سال ۱۱۹۹ هجری شمسی صورت گرفته است.

اشعار حماسی در ارتباط با فتح نامه

مه ڵکشای ئاۆ هِنزا تو بیاراۆ خاتِر گوًاۆ لوًت برین بار سه د قاتِر (وً:و دونقطه)

معنای شعر: ملکشاهی را آن هنگام به یاد آور که گوش و بینی به اندازه بار صد قاطر بریدند.

2 Comments

Leave a Reply